|
هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون
|
||



نامه تاريخي شهيد مطهري به امام در سال 57 و ابراز نگراني ايشان از بابت چهار گروهي كه آينده اسلام و انقلاب را تهديد مي كند نه تنها به تاريخ نپيوسته است بلكه روز به روز ابعاد تازه تري به خود مي گيرد و خطر همچنان باقي است و غفلت دامنگير جامعه اي است كه فراموش كرد انقلاب، تا نهضت جهاني مهدي (عج) ادامه دارد. بخشي از نامه كه عيناً آورده مي شود نگراني ايشان از جهت حذف تدريجي روحانيت و در وراي آن دين از جامعه انقلابي آن روز است. خطري كه پس از گذشت سي سال بيش از هر زمان به چشم مي آيد و ذره اي زخم انقلاب از اين جهت التيام نيافته است تا شيعه لحظه اي آسودگي و آرامش را در ضمانت علماي راستينش تجربه كند.
«مسئله سوم مسئله روحانيت است من خود از منتقدين روحانيت بوده و هستم اما با اعتراف به مزايايش و با اعتقاد به لزوم حفظ و نگهداريش و در همان حال اصلاحش.
ولي جريان غير قابل انكار اين است كه تنها موضوعي كه گروه هاي مختلف از مقامات دولتي گرفته تا كمونيست ها و منافقين خلق و برخي جمعيت هاي به ظاهر مذهبي مثل شريعتي ها درآن وحدت نظر دارند كوبيدن روحانيت از اساس و برداشتن اين سد از ميان است،البته هرد سته اي به منظوري؛يكي به منظورايجاد يك روحانيت فرمايشي به شكل اهل تسنن كه مطيع دولتها باشد ،و ديگري به منظور تصاحب يك قدرت مردمي كه دين است و آن را بر وفق مراد تفسير كردن.در اين مقام نيز بايد اظهار تاسف كنم كه برخي دوستان ما طلاب جوان وجوانان دانش آموز ودانشجو را بر بغض و كينه روحانيين به استثناي شخص حضرتعالي پرورش مي دهند و اين براي اسلا م و روحانيت عاقبت وخيمي دارد خوب است حضرتعالي به بيت محترم دستور فرماييد ازاين جهت درباره ي دوستان وارادتمندان تحقيق كامل بفرمايند وبه كساني كه چنين روشي دارند تذكراتي داده شود.»
تاريخ چند صدساله ي تشيع ثابت كرده است كه شريعت خود خط مقدم ومصداق و معيار مبارزه ي داعيان اسلام بني اميه وبني عباس بوده است .زماني امام به جرم تظلم و دادخواهي بيان آنچه كه اسلام را از بعد فردي اش خارج كرده و آن را معيار روابط اجتماعي وراه رهايي از حكمراني طاغوت قرار داده است مورد بي مهري وچه بسا تكفير قرار گرفت. زماني مطهري به جرم مخالفت با التقاط و نقد التقاطيون تا مرحله ي انزوا پيش رفت و امروز امثال مصباح بايد چوب كساني را بخورند كه دين را بالا تر از پلكان قدرت نمي خواهند!آنچه در اين ميان حايز اهميت است و توجه به آن واجب،اين است كه دين به مصاف دين و روحانيت به مصاف روحانيت مي رود و فيلمنامه اي است كه سالهاست نوشته شده و سريال وار همچنان در حال اجراست! نگراني آن روز مطهري امروز نيز درد مشترك فرزندان انقلاب اسلام است و اگر به روحانيت وجايگاه والاي آن به عنوان پاسدار كيان شريعت و اسلام ذره اي خدشه وارد شود آنگاه بايد منتظر انحراف انقلاب از مسيراسلامي خويش باشيم. سناريويي كه اينك عده اي را در برابر ولايت علم مي كند و منتظري را تريبون صداي امريكا مي سازد تا نقش خويش را به عنوان روحانيت فرمايشي ايفا كنند و درلباس پيامبر، طريقت شيعه را به انحراف و نابودي بكشانند فيلمنامه اي كه فرياد سكولاريسم را مي خواهد از حوزه هاي علميه بلند كند تا اسلام را مدافع جدايي اش از حكومت معرفي نمايد و دانشگاه را مستقل از حوزه مي طلبد و در پايان فيلم به انتظار تشويق حضار شيطاني اش مي نشيند اهانت هايي كه امروزه اين چنين به روحانيت روا مي دارند نتيجه ي پيوند مستحكم اسلام با مدافعان و ناطقان شريعت و دين است و اگر اين درخت تنومند از جا كنده شودآنگاه بايد منتظر نابودي و انحراف حیات اسلام بود وبه اسلامي كه اينك پرده داري كعبه را به مي خوارگان كاخ هاي پادشاهي عربستان سپرده است رضايت داد اما اين امر نبايد چنين تلقي شود كه اين درخت نياز به هرس ندارد.
پرچم انقلاب به دست روحانيت بلند شد و در طول همه ي سال هاي پس از آن نيز همواره اساسي ترين نقش ها را در برخورد با جهل ملبس به رداي علم و ماديت غرب بر عهده داشته است و طبيعي است كه اين چنين براي تضعيف جايگاه آن در ميان مردم تلاش شود و به قول حضرت امام تبليغاتشان هميشه تبليغ بر ضد دين و ضد روحانيت است تا مردم را از اينها جدا كنند مردم را از ديانت جدا كنند مردم را از رو حانيت جدا كنند ...و استفاده اش را ببرند .
تكليف كاسه ليسان و چپاولگران شرق و غرب مشخص است اما بايد مراقب كساني بود كه با نام اسلام و در ادامه ي ارتجاع روشنفكري خويش روحانيت را پس مي زنند و خواهان علماي درباري اهل تسنن و امثال ابو يوسف در زمان هارون و شيخ محمد عبده و شيخ محمد شلتوت كه بايد حكم پاسداري از ديانت را به امضاي حاكمان وقت مي رساندند و خيلي از روحانيون و علماي مذهبي كه حكومت ها آنها را به بند كشيدند اما در تشيع هرگز تفكر ولايي اين اجازه را نداده است و اگر سال ها سكوت كرده و به حكومت ها اجازه تداوم دادند به دليل همان اشتباهي بود كه اگر امروز جامعه اسلامي ايران مرتكب شود نتيجه اش چيزي جز امتداد قرن ها ذلت و خواري اسلام نخواهد بود.
|
|