|
هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون
|
||
هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون
همیشه لازم نیست برای دعوت به امری ، رنج و زحمت فراوان روشن گری را پذيرفت گاهی با یک جمله محکم و متین می توان به مطلوب دست یافت.
لحن متقن و تأمل برانگیز این آیه با نفی تساوی میان کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند، بهترین دعوت به دانایی است و بی شک هرروح تازه و فطرت سالمي در مقابل چنین پیام بلندی توقف کرده و این ندا را پاسخ می دهد .
تعقل و تعلم ،چنان نزد پروردگارجايگاه رفيعي دارد که بي پروا در جايي مي فرمايد: »همانا خداوند از ميان بندگان تنها از علما خشنود مي شود« و در جايي ديگر چنان فرياد بر سر نادانان وجاهلان برمي آورد که مي فرمايد»:و پليدي را خداوند براي مردم بي خرد که عقل را کار نبندند مقرر مي سازد «(يونس-100)
بديهي است که زندگي انسان يک زندگي فکري بوده که تفکر در تمام لايه هاي آن نفوذ دارد اما اين دعوت به تعقلي که از سوي قرآن صورت مي گيرد تفکردر پيدا کردن صراط حياتيست که صواب ترين راه است چنانچه مي فرمايد:»همانا شما را ازجانب خداوند، نور و کتاب روشني آمد که خدا با آن كساني را كه از خشنودي او پيروي كنند به راه هاي سلامتي راهنمايي مي نمايد و از تاريکي ها به سوي نور بيرون مي آورد و به سوي صراط مستقيمي هدايتشان مي کند«(مائده -16)
البته قابل ذکر است که تعقل مفهومي عام است و در قرآن اشاره اي به نحوه تفکر نشده است بلکه با ارائه اصول کلي حق و باطل و بيان عقاب و پاداش آن تنها مردم را بحسب عقل هاي فطري و ادراکات متمرکز خود ازجهان ، حواله داده است تا انسان با استفاده از اين عقل همگام با نقل کاشف از وحي شارع باشد.
اکنون همان طور که مي دانيم براي درک اهميت هر مطلبي يکي از راهها توجه به دفعات و شمار عرضه موضوع از جانب واضع امر است.
مبحث مهم و اساسي تعقل هم در قرآن سيصد و سيزده بار از سوي خداوند متعال مورد تأکيد قرار گرفته است و سيصد و سيزده بار جهانيان را امر به انديشه وآگاهي نموده است.
از سوي ديگر نکته مهمي که در نظر گرفته شد سر اين عدد درشمار پاکبازان و آزادگان و انسانهاي والايي است که از فتح اول اسلام در بدر و فتح آخر اسلام در زمان ظهور حضرت حجت در رکاب حقيقت محض عصر خود ، جان خود را شيفته وار در جهت تحقق مکتب الهي اسلام فداکردند.
حال در نظر گرفتن اين رقم راهگشا راهي را براي مجموعه گشود تا در ذيل آن حرکت کند.
|
|